bookmark

معنای قلى

قلى [ qeli ]

به كسر اول و ثانى به تحتانى رسيده چيزيست كه آن را قليا گويند و از اشنان سازند و دوك را نيز گفته‌اند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص689)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]كليا.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2703)
sourceLink

دوك
(
فرهنگ قواس
, ص183)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.